xa0_xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0_xa0xa0xa0xa0xa0xa0_xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0_xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0_xa0 |xa0|__xa0xa0xa0__xa0_xa0xa0__|xa0|xa0xa0__|xa0|xa0_____xa0xa0xa0xa0xa0xa0___xa0__xa0|xa0|xa0___xa0xa0xa0__xa0_xa0xa0__|xa0| |xa0'_xa0xa0/xa0_`xa0|/xa0_`xa0|xa0/xa0_`xa0|/xa0_xa0xa0xa0/xa0/xa0/xa0'_xa0|xa0|/xa0_xa0xa0/xa0_`xa0|/xa0_`xa0| |xa0|_)xa0|xa0(_|xa0|xa0(_|xa0||xa0(_|xa0|xa0(_)xa0xa0Vxa0xa0Vxa0/|xa0|xa0|xa0|xa0|xa0(_)xa0|xa0(_|xa0|xa0 - تاریخ: 1403/1/20 ساعت: 13:08
✨ Welcome, stranger. The web is big, you must be tired. Please take a moment to rest. This page is maintained by Bad Download (a person, place, or thing). Details are hazy around here, ideas are more important. All things are temporary. This is not an expansive website, this page contains no games. ...
دلم که یاد شما گاه گاه می افتد( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:47
فرصت تماشا دلم که یاد شما گاه گاه می افتد به سمت کوچه ی چشمت به راه می افتد نمی رسد به ته کوچه ای که بن بست است و مثل قطرهء اشکی که گاه می افتد… حکایت من و تو نقل «یوسف» و «چاه» است قرار این شده: «یوسف» به «چاه» می افتد میان ما به غلط عشق اتفاق افتاد همیشه قسمت ما «اشتباه» می افتد! تبر به ریشهء خود ...
با صورتی سفید -ولی نیمه کاره- زن! ( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 12:47
زن با صورتی سفید -ولی نیمه کاره- زن! طرحی شبیه آنچه کشیدی به جای من هرروز التماس دو چشمم به دست توست: -ای کاش می کشید برایم لب و دهن! تا کی نگاه عاشق من…؟ تو ولی سکوت… گم می شود سکوت تو در ارتعاش «تن- -بور»ی که عاشقانه تو را ساز می زند ای بهترین بهانه ی تکرار زیستن مرگم نشست، خوب برایم حساب کرد: -کا...
پیچک ( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 0:49
مشق از سمت تو -قشنگ ترین سمت آسمان-هر بار می وزند به شعرم پرندگان هر بار من پری… پَـ … پریـ … شانـه ات کجاست؟هربار من پری ِ پریشان و تو همان رویای کودکان پر احساس شعر من:مردی که رفته عشق بیارد به ارمغان مردی که در کتاب نوشتند می رسدبا اسب، زیر بارش باران بی امان خط زد کسی به نام تو در سرنوشت منجا
راهمان چه دور و روزهایمان چه دیر!( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 20:52
غرور پا برهنه راهمان چه دور و روزهایمان چه دیر!پا برهنه می بری مرا در این مسیر من عروس خواب های غول غربتمشیشه بشکنید، سنگهای سر به زیر! لنگ می زند غرور پا برهنه امبس که زخم خورده از نگاه این کویر باز هم برای من بگو که می رسیمما به هم، به روزهای سخت بی نظیر مرد روزهای دیر و راه های دوردست این غرور پا...
مثل لباس کهنه دلش بید خورده بود ( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 20:52
مردی که ... مثل لباس کهنه دلش بید خورده بودمردی که داغِ هرچه بگویید خورده بود! روحش خبر نداشت که بی برگ و باریشآب از کدام ریشهء تردید خورده بود! در ازدحام خاطره سر باز کرده بودزخمی که مهر باطل تمدید خورده بود! اول کتاب قلب خودش را مرور کرد:روی حروف فاصله تشدید خورده بود! آخر نشست، پیش خودش خوب فکر ک...
من تمام راه را آمدم بدو بدو( مژگان عباسلو ) - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 20:52
سراب من تمام راه را آمدم بدو بدوهرچه می دوم چرا پس نمی رسم به تو؟ جاده پیچ می خورد مثل یک دهن کجیکج نمی روم، تو هم کج خیال تر نشو! تا نگاه می کنم راه رفته پیش روپشت سر نذاریم، آی! با توام! نرو! راه تازه ای بیا پیش پای من بذارکهنه می شوم من از دست این پیاده رو یا نمی رسم به تو، یا نمی رسی به منپس بگو...

برچسب‌های مرتبط

راهمان دور |